ناصر الدين شاه قاجار
33
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
و شيخ الأطبّاء و فخر الأطبّاء و حاجى امين السّلطنه و فخر الملك و ساير پيشخدمتها و نايب ناظر و حسينخان و اعتماد الحضرة و غيره حاضر بودند از ديروز دو ساعت بغروب مانده تا به حال گاه گاهى باد شديد بدى ميآيد روز يكشنبه دويّم امروز هم در محلّات اقامت كرديم باز باد بشدّت وزيدن گرفت باد گاهگير غريبى است اگر كوه اطراف سراپرده را احاطه نداشت همهء چادرها را باد مىكند و ميبرد پيش از نهار صاحبمنصبان اردو را از قبيل ساعد الدّوله و شجاع السّلطنه سردار و سارى اصلان و غيره بحضور خواسته بوديم بتوسّط جناب امين السّلطان شرفياب شدند بعضى فرمايشات به آنها فرموديم و رفتند بعد نوشتجات و عرايض زيادى بحضور آورده بودند با امين خلوت نشسته خوانديم و جواب فرموديم بعد نهار خورديم اعتماد السّلطنه حاضر بود و روزنامهء اروپ خواند بعد از نهار ظلّ السّلطان و جناب امين السّلطان بحضور آمدند قدرى صحبت و فرمايش كرديم پنج راس اسب ظلّ السّلطان پيشكش آورده بود براى تماشاى اسبها از سراپرده بيرون آمديم اسبها را يك يك گذراندند عليرضا خان پسر اسمعيل خان دائى ظلّ السّلطانرا ديديم پشت سر اسبى ايستاده است ما ملتفت شديم كه الآن اسب به او لگد خواهد زد